بسم ا... " به نام خالق واژه
واژه های گفتن خالق عشق
دو ر می فا سل لا سی"
سلام !
بعد از آن حس آزادی از بندهایی که خودم برای خودم ساخته بودم و استاد علیرضا راد
رهایم کرد مانند کبوتری آزاد یاد پرواز افتادم مگر استاد نگفت : " بسیاری از معترضین به
این نکات هرچند که اعتراضشان را به بیان نمی آورند اما با عمل و سروده های خود، راه دلخواه
خود را می پیمایند. ( آیا این نوع اعتراض زیباتر و حرفه ای تر نیست؟) " خوب این شد هدف پرواز
من و البته ما... من برای مطالب این وبلاگ مشاورین زیادی دارم که شما در پست قبل حضور شان
را حس کردید و در این پست حضور حسام عزیز یا همان LoseR را شاهد هستید که قول مشاوره را
به من داده اما حضورش را در این وبلاگ تضمین نکرده خوب اعتراض ما به وضع موجود موسیقی کشور
معرفی یک گروه موسیقی نه کاملا سنتی اما ایرانی Axiom Of Choice میباشد که خود حسام
عزیز در پست قبل معرفیش کرد و اینبار اینجا به صورت یک پست جامع بررسی خواهد کرد
میگویم جامع چون آنقدر ناشناخته است که بردن اسمش هم جدید و نو است چه رسد به
توضیحاتی که حسام میدهد
ما در واقع میخواهیم فریادی باشیم در میان هیاهوی این جو ناهنرمندانی که خواننده محورند
و غزل فروش …معنای زیبای عشق را تاراج میکنند و زر می اندوزند میخواهیم بگوییم دنیایی دگر
هم هست کسانی هستند که به هنر فکر کنند از نظر ما اینها هنرمند اند

اما در مورد Axiom Of Choice من شخصا هر سه آلبوم ایشان را گوش کردم در مورد شعر که اصلا
حرفی نمیماند اشعار سهراب سپهری...فریدون مشیری و شاعران بزرگ ایرانی را که شما و منه
مخاطب فقط باید گوش کنیم و سعی کنیم معنیش را درک کنیم اما در مورد موسیقی فراتر از حد
انتظار است ما نوازندگان موسیقی سنتی زیاد داشتیم و حرفه ای ها کم نیستند اما خصوصیت
موسیقی آنها فضایی است که زنده تر و شاداب تر ( بدون آنکه از مرز رها شوند) نواختند که واقعا
به دل مینشیند وقتی مقایسه اش میکنم با آخرین غزل های رومی این نتیجه را میگرم که بیشتر
هنری است تا عرفانی... در آلبوم نیایش و ماورای انکار بیشتر ملودی استفاده شده تا موسیقی
کلامی اما در گشایش این چنین نیست ( این گروه آلبومی به نام واقعه دارد که در ایران مجوز
کسب نموده که به همراه یک همخوان مشکل خواننده ی زن را برای وزارت ارشادی ها حل کرده
ظاهرش نشان میدهد که گزینشی از بهترین های سه آلبوم قبلیشان است اما در باطن بازخوانی
بعضی از آثارشان است که میتوانند با همخوان بخوانند هرگز اسم گلچین را بر آن نگذارید که امکان
ندارد این ها بهترین کارهایشان باشد)
خیلی ساده بگویم نه آنفدر سنتی است که حوصله ی مخاطب سر رود از چه چه زدن ها !!!
نه آنقدر سنت شکن است مانند راک و متال که مخاطبین خاصی داشته باشد همه ی ایرانیان که از هنر
موسیقی لذت میرند مخاطبین این مجموعه اند شاید واقعا مثل کتاب های سهراب سپهری یا اخوان ثالث
نه در بند قافیه و وزن یکنواخت است نه از مفهوم کم گذاشته...کدام ایرانی را پیدا میکنید که زمستان است
از اخوان را گوش کرده و نمیگوید زیباست ممکن است سالی یک بار هم سراغ شعر های این شعرا نرود
اما تکذیبشان نمیکند برای من که از موسیقی بدون انعطاف سنتی حال حاضر خسته ام (به جز یکی
دو تن) و موسیقی غرب را هم دوست دارم تلفیق عادلانه و هنرمندانه ای بود اما مطمئن باشید یک فرد
غربی هرگز نمیگوید این اثر راک است یا مال غرب است شما با چیزی مواجه میشوید که برای مملکت
خودتان است ارزش هایی که اگر چنین گروه هایی نگه ندارند نسل آینده فقط زیر خاک و آوار امثال شجریان
دنبال ساز ایرانی میگردد
وضع موجود ما شبیه یکی از شعر هاییست که سیاوش قمیشی آن را خواند :
عکس سهراب روی تاقچه غزلش گوشه ی انبار
در ضمن پست بعد هم به همین شیوه یک گروه نه کاملا سنتی ایرانی به نام رومی که دو کار
به نام های "رومی" و" آخرین غزل های رومی" داشتند را خودم شخصا معرفی میکنم (پستش
مدتهاست که نوشته شده...)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
این شما و این نوشته ای که حسام عزیز برایم میل کرد :
درود
*کاغذ سفید را هر چقدر هم که زیبا و تمیز باشد کسی قاب نمیگیرد، برای ماندگاری
در اذهان باید حرفی برای گفتن داشت.*
شانزده پاییز قبل هنگامی که در داخل رضا صادقی ها و در خارج اندی ها در پی کود بودند
برای رشد و نمو، غریبه هایی آشنا، مهاجرانی رانده شده از ایران در دیار غربت گرد هم آمدند
تا درد موسیقی میهنشان را تسکین بخشند. زمانی که هنرمندان حقیقی ایران بیش از پیش
زیر منگنه محدود بودند و زیر ذره بین جانوران انسان نما میسوختند، زمانی که ناله ی فرهاد ها
و قمیشی ها در بن بست جهل محصور بود و فروغی ها در سیاه چال جهالت محکوم. رنگها
بی رنگ بود و موسیقی بی نی، مگر هر از گاهی فردی بیگانه دل دردمند اهل موسیقی را
نوازش میکرد. نوایی احتیاج بود تا ایران و ایرانی را فریاد بزند، تا با گوش سپردن به آن گذشته
زنده شود و به خاطرمان آورد که بودیم. رنگی متولد شد که بویی خاص داشت، رنگی به نام
Axiom of Choice
در سال 1992 میلادی بود که در کشور شیطان پرستان خدانشناس، کشوری که همیشه غلط
میکند، آمریکای خونخوار، گروه Axiom Of Choice با اعضای اولیه " رامین ترکیان " گیتاریست،
آهنگساز، تهیه کننده و " محمد محسن زاده " نوازنده ی سازهای ضربی شروع به کار نمود.
پس از مدتی کوتاه " مامک خادم " به عنوان خواننده به جمع ایشان پیوست. اعضای گروه در
ادامه کار و تا به امروز دستخوش تغییرات زیادی بودند. Axiom Of Choice به معنای " اصل گزینش "
(یک عبارت در علم ریاضیات)است. در مصاحبه ای که درباره نام گروه با رامین ترکیان به عمل آمده
چنین میگوید: "در دنيای رياضی که همه چيز بايد با دليل و منطق توجيه بشه، يک چيز نياز به
توجيه نداره آنهم عناصریست که انتخاب می کنيم، ما هم به اين دليل که از گوشه های موسيقی
دستگاهی ايران، به روش خودمون استفاده کرديم، ميخواستيم که همه بدونند اين انتخاب آگاهانه
بوده و حق هر هنرمنده". این گروه را با سبک World Music یا Folk Music یا Ethnic Music میشناسند
که تا حدی درست میباشد. سه آلبوم رسمی در کارنامه گروه ثبت شده است، هر کدام نسبت به
دیگری دارای تفاوتهایی است که از هنر این گروه نشات گرفته است. اولین آلبوم در سال 94 آماده
شد به نام "ورای انکار" با اشعاری از شعرای به نام ایرانی که زیبایی کار را دوچندان نمود، سبکهای
این آلبوم مرا متعجب کرده است زیرا با چنان مهارت و ظرافتی موسیقی سنتی با موسیقی متال و
راک پیوند خورده که هر انسان موسیقی شناس را مجذوب خود میسازد. World Music به همراه
Dark Rock .
این نکته را خاطر نشان شوم که برخلاف عقیده عام قانون موسیقی راک و متال سالهاست که
دیگر ساز " گیتار الکتریک " نمیباشد چون این گروه از این ساز استفاده نمیکند(گروه بی همتای
Apocalyptica از گیتار الکتریک استفاده نمیکند با این حال سبک گروه Symphonic Heavy Metal و
Alternative Metal میباشد و مورد تایید بزرگانی چون گروه Slayer هم قرار گرفته است).
"رامین ترکیان : موسيقی ما در درجه اول موسيقی ايرانيه، موسيقی ايرانی مهاجره. اين برای ما
خيلی اهميت داره. چون ما سالهاست که خارج از ايران زندگی می کنيم و خواه ناخواه گوشمون
به انواع موسيقی عادت کرده. ما سعی کرديم با استفاده از دستگاه های ايرانی ولی خارج از اون
چارچوب کار کنيم برای همين کارمون متفاوت به نظر می رسه"
" نیایش " در سال 2000 آلبوم دوم گروه بود. با جوی بسیار صمیمی تر نسبت به آلبوم قبل، با
شنیدن ترک اول که صدای زنگ دوچرخه ای در بازار به گوش میرسد و در ادامه ترک دوم و کل آلبوم
به این نتیجه خواهید رسید. ترانه های این آلبوم هم بسیار زیبا هستند. در این آلبوم از سبکهای
آلبوم قبل خبری نیست مگر همان قواعد موسیقی ایرانی.
آخرین آلبوم رسمی گروه " گشایش " نام دارد دو سال پس از آلبوم قبلی منتشر شد. نسبت به دو
آلبوم قبل تفاوتهای زیادی دارد. بخشیدن فضایی شاد و محرک به موسیقی به همراه اشعار زیبا. من
احساس میکنم در این آلبوم روحیه افراد گروه بسیار پرشور بوده که از این دست طرفداران به چند
قسمت عام و خاص تقسیم میشوند!
Don Heckman (
به شخصه با گوش دادن به موسیقی این گروه به یاد ایران باستان میافتم. " موسیقی آنها ظریف و
احساساتی است، انگار نیرویی ما را میان خواب و بیداری شناور نگه میدارد...
در خصوص اشعار گروه و بیان زیبایی و گیرایی آن عاجزم چون معتقدم تمام اشعار استفاده شده
در سه آلبوم از شاعرانی مثل: حافظ شیرازی، سهراب سپهری و تنی چند از بزرگان است که نیازی
به تفسیر ندارد. حوضه موضوعی اشعار : سیاسی، اجتماعی و عاشقانه است که با توجه به حسب
حال افراد هر کس موضوعی را برمیگزیند.
در سفری که مامک خادم و رامین ترکیان به ایران داشتند فرصتی بود برای هر دو تا فضای مسموم
موسیقی ایران را از نزدیک لمس کنند چنانکه وقتی جویای گرفتن مجوز برای اجرای کنسرت شدند
این ننگ را هم دریافتند که طبق قوانین عصر حجر اجرای موسیقی با صدای زن ممنوع است و مجازاتش
اعدام بدون محاکمه!!! از این رو مامک خادم چنین میگوید : "اگر گروه مجبور به خود سانسوری شود و
هويت خود را از دست دهد، کنسرتی نخواهند داشت"
اما رامین ترکیان میخواهد قوانین عصر حجر را دور بزند و چنین میگوید :" هر محدوديتی يک خلاقيتی
هم به همراه مياره. اينه که شايد بشه با همخوانی اين محدوديت رو رفع کرد و در عين ارائه کاری
متفاوت، هويت اين گروه رو هم حفظ کرد"
شاید این عامل سبب ایجاد فاصله بین دو مهره اصلی گروه گردید و رامین ترکیان گروهی تازه تاسیس
کرد به نام " Niyaz " و مامک خادم آلبومی به نام خود روانه بازار کرد به نام " جستجو ". متاسفانه
آلبوم نیاز را گوش نکردم ولی آلبوم جستجو بسیار زیبا بود و با صدای مامک خادم به خوبی تنظیم
و تزیین شده بود و ترانه های منتخب فوق العاده بود.
در کل پیشنهاد من به شمایی که دنبال نوعی از موسیقی هستید که در آن به شعور مخاطب توهین
نشده و احترام گذاشته شده، آلبومهای Axiom Of Choice را تهیه کنید( در صورت امکان نسخه اصلی).
بزرگانی چون: شهرام ناظری، حسین علیزاده و کیهان کلهر در اجراهای مختلف با این گروه همکاری
داشتند.
قبل از پایان حقیقتی تلخ را بازگو میکنم که از فقر فرهنگی ما ایرانیان سرچشمه گرفته است.
در جشنواره موسیقی سالی به نام وحدت و انسجام اسلامی آلوده گردید جانورانی نوپا اجازه ورود
به جمع بزرگان را با مجوز ارگانی بی هویت که نام ارشاد برخود نهاده، دادند. بدون تردید لیلی افشار
یکی از بزرگترین نوازنده ها و مدرسین گیتار کلاسیک حال حاضر دنیا میباشد(
John Williams و فارغ التحصیل از یک دانشگاه) و در این سوگواره شرکت داشت جالب این بود که بلیت
اجرای او 15000 هزار تومان بود و اجرای حمید عسگری این اسطوره بی تکرار موسیقی ایران زمین
25000 تومان بود و فراتر از این استقبالی بود که از حمید عسکری شد...
چه بسیارند و غریب، هنرمندانی ایرانی که در این جبر و جهل حل شدند و گمنام ماندند و ما
نگریستیم و گریستیم. هراس من از این است که آیا تاریخ ما را میبخشد؟ آیا من در خوابم دیگران
در بیداری یا دیگران در خوابند من در بیداری!
آفتاب به گیاهی حرارت میدهد که سر از خاک بیرون آورده باشد. "لئو تولستوی"
LoseR
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
نیاز

و اما اگر مطالب حسام عزیز را بدقت خوانده باشید در جریان هستید که رامین ترکیان پس از جدایی از
اصل گزینش عضو گروه سه نفره نیاز شد در اصل کارمن ریزو، رامین ترکیان از گروه اصل گزینش و
اعظم علی از گروه وس. نیاز را تشکیل دادند (با لینک Wikipedia گذاشتم تا برای اطلاعات بیشتر
بتوانید به آن رجوع کنید) از سال 2005 گروه فعالیت خود را شروع کرد و هدف جالبی داشت
که از سبک این گروه میتوانید حدس بزنید سبکشان موسیقی ملل است در آلبوم اول خود که به اسم
نیاز است در حقیقت موسیقی سنتی شرقی به همراه فضا سازی های غیر سنتی که با تم های
عربی و گاهی حتی هندی و البته ایرانی همراه شده رامین ترکیان به قول حسام از 2002 به بعد
روحیه شادی پیدا کرده پس منتظر یک موسیقی سنتی جدید و نو باشید موسیقی که وقتی اجرای
زنده اش را تجسم میکردم (با خودم به صورت یک خیال پردازی) فرق زیادی با یک اجرای موسیقی
متال احساس نمیکردم شور همه را گرفته بود کسانی که ردیف جلویی ایستاده بودند بی اختیار
به صورت Jump احساساتشان را بروز میدادند با فریاد با خواننده همراه میشدند عده ای محو
دستان رامین بودند ... حتی اگر این فقط یک رویا باشد مطمئن باشید اجرای زنده ی نیاز با
استادی مثل شجریان سیصد و شصت درجه فرق میکند سکوت برقرار نخواهد بود و چشمها
به جایی زل نزده.... نیاز وادارتان میکند بخندید شاد باشید و لذت ببرید قابل توجه متالر های عزیز:
یک ترک در این مجموعه است که بازخوانی "بیا بریم دشت.." است که مهران مدیری یادش
را کمی قبل تر در تلویزیون تازه کرد این قطعه ، واقعا تاثیر گذاری یک موسیقی متال را دارد هیچ
ساز یا هیچ معیاری برای این گفته ی من در این موسیقی نیست که در متال هم باشد اما روی
من همانقدر تاثیر گذاشت....فضایی گیرا و صدای خواننده با اینکه من ابدا با خواننده زن موافق
نیستم من را متعجب کرد نکته ی جالب در مورد این گروه این است که خواننده به چندین زبان
مسلط است آهنگ سازی ها در حیطه ی گوشه های ایرانی نیست واقعا یک گروه بدیع سنتی
است که مخاطبش مردم سراسر جهان است البته آلبوم اولشان به طور حتم برای شرقی ها و
مخصوصا خاور میانه مهم تر است و بیشتر مخاطب جذب میکند اما از رامین ترکیان هیچ چیز
بعید نیست تمام نشدنی و با انرژی و خلاق... ! هرگز نوآوری را با شکستن مرزها معنی نکرده
و هرگز مرزها کارهای او را محدود نکرده... امیدوارم شما ایرانی عزیز ماحصل مطالب این پست
و پست بعدی را تهیه فرمایید : Axiom of Choice هر سه آلبوم + آلبوم واقعه
Niyaz
و دو آلبوم رومی و آخرین غزل های رومی که پست بعدی مربوط به شاهکارهای این پدرام درخشانی
در گروه رومی است که همراه محسن دایی نبی و .... موسیقی سنتی را با جوانان ایرانی آشتی
دادند
ویژگی گروه رومی این است که مجوز دارد و شما حداقل در خیابان انقلاب تهران میتوانیید آلبومش را
بخرید و ویزگی Axiom of Choice و Niyaz این است که شما روی سکه ای را میبینید که مطمئننا
تا حکومت اسلامی هست در ایران نمیتوانید به صورت آزاد خرید و فروش کنید چون خواننده زن است
و اشعاری هم که به کار بردند حتی در کتاب های چاپ شده در ایران نیز تحریف شده اند شما هیچ
کتاب خیامی در ایران نمیبینید که تحریف نشده باشد پس واقعا نیاز هر ایرانی است که این سه گروه
را بشناسد و از زیبایی موسیقی ایرانی بیشتر بداند و بیشتر عاشق کشور و هنر کشورش شود !
در پایان باید از حسام عزیز تشکر کنم بابت وقتی که پای تحقیق و نوشتن این مطلب گذاشت و شما
را مژده دهم گروه های دیگری هم همانند این گروه هستند که همانطور که گفتم پست بعد مختص
یکی دیگر از آنهاست از شما خواهشمندم گروه هایی اینچنین را اگر میشناسید ما را هم در جریان
بگذارید واقعا "هل من ناصرا...." میطلبم برای این هدفم... بیایید آن گروه هایی که مخاطبان را محترم
میشمارند و موسیقی مینوازند و شعر میخوانند برای هنر و ارزش های ایرانیان را به همدیگر معرفی
کنیم تا مثل همین گروه ناشناخته نیایند و ناشناخته بروند... برگردن منه وبلاگ نویس حقی است
که اگر میگویم فلانی هنرمند نما است و خواننده محور در مقابلش موسیقی و هنر را نشان دهم
موسیقی که از ریشه و پوست ایران است شعرش از سهرابهایمان اخوان ثالث هایمان شکل گرفته
و یا رهروان آنها.... و موسیقی اش از نوای سه تار و دف و... که تلفیق یافته با سازهای مکملی که از
غرب وارد شده تا موسیقی ایران زنده بماند
سبز و کم گناه باشید
یا حق !